tr_tnav tl_tnav
کد خبر: ۱۴۱۴۵
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۹
خوزیان؛

حربه های شایع مدیران ناکارآمد جهت تحصیل و تثبیت جایگاه مدیریتی؛

1-مدیر ناکارآمد معمولا بیشتر از حد معمول در سازمان حضور فیزیکی دارد …

2- مدیر ناکارآمد بابت هرکار کوچکی یک گزارش مفصل به رئیس ارائه می نماید و بصورت مبالغه آمیزی موضوع را برجسته و حل آن را بدون حضور خود غیر ممکن توصیف می کند.

3-- مدیران ناکارآمد بجای اینکه به کارهای برنامه ریزی و ساماندهی امور مربوط به حوزه تحت سرپرستی خود بپردازند بیشتر در محضر مافوق بوده و به انجام کارهای غیر ضروری اما فوری طرح شده از سوی مدیر می پردازند.

۴- مدیر ناکارآمد انرژی بسیار زیادی را صرف برقراری روابط غیر ضروری و گاها” نامرتبط با مسئولین محلی و دولتی می کند.

5- مدیر ناکارآمد بمحض احساس خطر مبنی بر برکناری از پست مدیریتی بسرعت تدارک برقراری تماس های تلفنی و ملاقاتهای حضوری مسئولین محلی و افراد ذینفوذ در درون و برون سازمان را با رئیس خود فراهم می آورد.

6-مدیر ناکارآمد نه تنها به استقبال تغییر نمی رود بلکه از هرگونه اقدام اصلاحی که موجب برهم زدن شرایط فعلی سازمان شود پرهیز می کند که مبادا گره ای در کار ایجاد شود که موجب ناتوانی او در رفع بحران گردد.

7- مدیر ناکارآمد نه تنها علاقه ای به بکارگیری نیروهای توانمند ندارد که در تلاش جهت توانمند سازی کارکنان خود نیز نمی باشد تا از این طریق با حضور کارکنان ضعیف علاوه بر نبود شخص جایگزین از عملکرد ضعیف او نیز پرده برداری نشود.

8- مدیر ناکارآمد نه تنها اقدام به جذب نیروهای کارآمد در مجموعه خود نمی کند بلکه جهت انتقال ،ماموریت و حذف نیروهای ساعی نیز تلاش میکند تا ناتوانی او در کنار توانائی آنان رصد نشود.

9-مدیر ناکارآمد به تفویض اختیار اعتقادی ندارد و در زمان غیبت،  ضعیف ترین فرد را بعنوان جانشین معرفی می کند و در تفویض اختیار هم با رعایت احتیاط صرفا” امور ابتدائی را تفویض می کنند تا مبادا در نبود ایشان مسئولین شاهد مدیریتی بهتر باشند.

10- مدیر ناکارآمد برای بقای خود هرگونه پیشنهاد دریافتی جهت بهبود وضعیت موجود را تحت عنوان تراوشات ذهنی خود در محضر مقامات مافوق بیان می کند و هرگز نامی از  ایده پرداز آن نخواهد برد.

11- مدیران بی تعهد متظاهر، به انحاء مختلف در سرکوب نیروهای متعهد و کاردان قدم برمی دارند تا نکند روزی جایگاه شان را از دست بدهند.

12- از وظایف تعریف شده برای مدیران ، ارائه مشاوره به مسئولان بالادستی خود می باشد ، لذا این مدیران متملق و بله قربان گو چون اولا در حد ارائه مشاوره های کارآمد و مفید نیستند و در ثانی، چون سعی برآن دارند تا به آنان و سیستم نزدیک ترشوند، به خواست و به نوع بینش ارشد خود مشاوره می دهند و نه بنا به مشکلات و رخدادهای حقیقی موجود…

13- مدیر ناکارآمد برای بقای خود در زمانی که مقامات مافوق تصمیم به برکناری او گرفته اند حاضر به قبول هر عنوان پست پیشنهادی با پیش بند مدیر می باشد چرا که نه تنها تخصص بلکه تعهد و دلبستگی به کار قبلی نداشته و صرفا” جایگاه و مزایای شغلی مورد نظر او می باشد.

14- مدیران ناکارآمد و بی تعهد که به صرف تظاهر به فرهنگ هویتی ساختار سیاسی روی کار آمده اند و نه براساس تعهد و تخصص لازم، به علت ناتوانی در پاسخ گویی به انتظارات و مطالبات عمومی، اندک اندک موجبات "بی اعتمادی "مردم را ایجاد می کنند و القاء این حس در بدنه آن جوامع، منجر به فاصله گرفتن آنان از سیستم سیاسی ای خواهدشد که شاید همان مردم برای تحقش اش خون دل ها خورده باشند.

از شهید چمران سوال شده بود: تقوا بالاتر است یا تخصص؟ پاسخ دادند:  تقوا بالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند قطعا انسان "بی تقوایی" است!
نام:
ایمیل:
* نظر: