tr_tnav tl_tnav
کد خبر: ۱۴۱۴۷
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۵:۰۴
خوزیان /جمال درویش؛

امروز شنیدن درد دل یکی از نیروهای جوان حزب بهانه ای شد تا به بایگانی خاطراتم سری بزنم و نگاهی بیندازم به وضعیت نیروهای چپ در دهه هفتاد یعنی در روزگاری که یکی دو سال از دوره اول ریاست جمهوری مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی گذشته بود .

آن زمان هنوز واژه اصلاح طلبی فراگیر نشده بود و جامعه سیاسی به دو بخش چپ سنتی و راست سنتی تقسیم می شد .درست به یاد دارم یکی از شبهای نوروز 1370 جمعی از دوستان چپ مهمان بنده بودند ، عید دیدنی . نشسته بودیم که یکی از دوستان گفت تا کی باید وضع ما اینطور باشد ؟ در حکومت که جایی نداریم در دولت هم جایی نداریم . جرم ما چیست ؟ مگر ما بچه های این نظام نیستیم مگر تا دیروز دوش به دوش بچه های راست از این کشور و نظام در مقابل متجاوزین بعثی دفاع نکردیم .

گیرم که در بعضی از مسائل بین ما با آنها اختلاف نظر باشد ما که خیانتی نکرده ایم نه به خارج از کشور وابسته ایم نه کاری خلاف منافع نظام انجام داده ایم . با شنیدن این حرفها برای لحظاتی سکوتی سنگین بر جمع حاکم شد بالاخره یکی از میان جمع گفت خوب این درد دلها که مشکلی را حل نمیکند همه ما اوضاع را میدانیم بهتر است دندان طمع از مناصب دولتی را بکنیم و به جای آن خودمان را به یک کار جمعی اقتصادی سرگرم کنیم .

همه حاضرین در آن جلسه در آموزش و پرورش شاغل بودند شاید انگیزه ما این بود که علاوه بر تامین زندگی مناسب برای خانواده از طریق کسب درآمد بیشتر ، حضور بیشتر و موثرتری نیز در جامعه داشته باشیم و خودمان را از روزمرگی و یکنواختی نجات دهیم و از نیروی جوانیمان استفاده بهتری برده باشیم .

در دوره زنده یاد آقای هاشمی هر چند کشور تازه از جنگی 8 ساله خارج شده بود و نفت هم قیمت چندانی نداشت در عین حال " سازندگی"، برنامه اصلی دولت بود و کاریزمای شخصیتی و جایگاه ویژه هاشمی در نظام موجب شده بود که دست آن مرحوم در استقراض از خارج و استفاده از سرمایه های خارجی و داخلی باز باشد و بانکها نیز در پرداخت تسهیلات به بخش خصوصی رغبت بیشتری داشته باشند با این وجود جناح چپ همچنان از قافله اقتصاد عقب بود و همانطور که ذکر شد در دولت نیز جایگاه محکمی نداشت و کماکان موضع منتقد دولت را برای خود حفظ کرده بود ! . چپ بود دیگر ، چپ یعنی منتقد سیاست های دولت ، یعنی نیروی خواهان تغییر .

در بین ساکنین بنادر ضرب المثلی هست میگویند نمی شود هم در کشتی نشست و هم با ناخدا دعوا کرد ! نمی شود هم منتقد بود و هم از امتیازات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی برخوردار بود . دست کم در جوامع در حال توسعه اینطور نمی شود . شش سال بعد در دوم خرداد 1376داستان جور دیگری شد و بخشی از قدرت که دولت باشد به دست جناح چپ افتاد و قاعدتا جای چپ و راست عوض شد اما چپ های دیروز برای اینکه مبادا راست خوانده شوند خود را "دوم خردادی" نامیدند .

راست ها هم با اینکه حالا دیگر موضع چپ داشتند ( منتقد سیاست های دولت خاتمی بودند ) اما هرگز خود را چپ نخواندند! ولی این چیزی را عوض نمی کرد . دولت اصلاحات سبب شد چپ ها کمی از آن حالت یاس و نومیدی خارج شوند و برای چند سالی در ادارات و سازمان های دولتی خودی نشان دهند . حالا خوب بودند یا بد بماند فقط همین را بدانید که بعضی از دوم خردادی ها راه و رسم جناح رقیب را در حذف مخالفین پیش گرفتند و در آن بسیار افراط کردند اما ره آورد اصلی دولت آقای خاتمی ورود واژه هایی به نام مردم سالاری ، جامعه مدنی ، مشارکت مردم در قدرت و حقوق شهروندی در ادبیات سیاسی کشور بود و سطح مطالبات مردم از دولت و حاکمیت نیز افزایش یافت .از آن به بعد جامعه سیاسی ایران وارد مرحله بالاتری شد .مرحله ای که دو دولت راست افراطی به ریاست آقای احمدی نژاد هم نتوانست آن را به عقب برگرداند . اکنون که زمام امور اجرایی کشور به دست آقای روحانی است مطالبات جامعه مدنی ایران از دولت همچنان به قوت خود باقیست . این جریان قابل بازگشت به شرایط پیش از دولت های هفتم و هشتم نیست.

ولی نگاه دولت (در عمل ) مربوط به پیش از دوران اصلاحات است . و موضع آقای روحانی در قبال نیروهای سیاسی پیشرو و اصلاح طلبان (البته بیشتر در لایه های میانی دولت ) مانند نگاه مرحوم آقای هاشمی با بی توجهی همراه است ! وضع نیروهای چپ که امروزه اصلاح طلب خوانده میشوند به مراتب از دوران مرحوم هاشمی بدتر است چون آن زمان سطح توقعات و انتظارات مثل اکنون بالا نبود . دولت باید به این نکته توجه ویژه داشته باشد در غیر اینصورت نتیجه خوبی برای انتخابات آتی در پی نخواهد داشت ! همه در اینکه فرصت های شغلی موجود به هیچ وجه جوابگوی لشکر بیکاران نیست متفق القول هستند و دولت هم بنا ندارد و نمیتواند همه بیکاران را در خود جای دهد .

همه هم میدانند که دولت موضوع اشتغال را در راس برنامه های خود قرار داده است اما نکته آزار دهنده تبعیضی است که درتوزیع همین اندک فرصت شغلی موجود در جامعه و دولت به نفع جناح مقابل اصلاح طلبان جریان دارد .

جناب رئیس جمهور اخیرا از حقوق اقلیت های دینی دفاع کردند و گفتند هر کس در این کشور به سربازی میرود و مالیات پرداخت میکند باید در دولت سهم داشته باشد . این خیلی سخن خوب و منصفانه ای است ولی معلوم نیست در عمل تا چه اندازه به آن توجه شود ! و آیا شامل اصلاح طلبان همکیش نیز میشود یا خیر ! خصلت کار سیاسی این است که توبه بردار نیست ! یعنی اگر کسی بگوید من توبه کردم کسی به راحتی باور نمیکند . لذا دوستان جوان اصلاح طلب چاره ای جز سوختن و ساختن و ادامه همین راه را ندارند.

نکته بعد که درد را افزون میکند این است که بخش خصوصی نیز که میتوانست به کمک دولت بیاید و فرصت های شغلی را افزایش دهد حرکتی لاکپشتی دارد . شاید اگر فرصت های شغلی برای همه به اندازه کافی وجود داشت این تبعیض هم برداشته می شد ولی از ظاهر امر پیداست که فعلا باید منتظر ماند .
نام:
ایمیل:
* نظر: