tr_tnav tl_tnav
کد خبر: ۱۴۲۰۹
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۷
یکی از خطرناکترین جلوه های مربوط به تعاملات مذموم وزراء - نمایندگان در زمینه تحمیل مدیران فله ای، شامل خوزستان بوده است
خوزیان/ علی عبدالخانی، روزنامه نگار؛
در خبرها خواندیم که قرار است امیر حسین نظری زمام هدایت سازمان صنعت، معدن و تجارت استان را بدست بگیرد و پایان بخش عمر مدیریتی حسن زده شود. راقم ضمن نامناسب دیدن این انتصاب احتمالی، به این موضوع از زاویه ای کاملاً فنی و حرفه ای نگریسته است که با هم می خوانیم:

برای ورود به این بحث ابتدا به ۳ نکته مهم اشاره می کنیم:
اول اینکه اگر استان خوزستان استان برتر منابع، زیرساختها و قطب صنعتی و کشاورزی کشور بوده و هست، علی القاعده نگاه دولت نسبت به آن نیز باید متناسب با چنین قد و قواره ای باشد.
نکته دوم این است که سازمان صنعت، معدن و تجارت به دلیل انتساب آن به این استان بزرگ و پر منبع و بنا به رسالت ذاتیش، موثرترین دستگاه دولتی در حوزه تعامل با بخش خصوصی و به حرکت درآوردن چرخ های صنعت و تولید و صادرات به شمار می رود و سوم اینکه شرایط کلی کشور و استان بلحاظ اقتصادی بویژه در بخش صنایع و تجارت اصلاً مساعد نیست و به یک جهش مسئولانه مدیریتی نیاز مبرم دارد.
از نکات گفته شده این نتیجه منطقی بدست می آید که: *" با توجه به شرایط حاد و بسیار خاص حاکم بر استان بلحاظ اقتصادی همچنین با عنایت به اهمیت ویژه ی خوزستان و نقش تاثیرگذار سازمان صنعت، معدن و تجارت ، حکم منطق و عقل اقتضاء می کند که دولت مدیری را در رأس اين دستگاه به کار بگیرد که قد و قواره ی علمی، خلاقیت و سوابق آن متناسب با اهمیت استان، سازمان مزبور و حساسیتهای فراوان موجود باشد ".‌ بعبارت دیگر انتظار بخش خصوصی از دولت این است که *مدیری خلاق، انضباط محور و متخصص و مهمتر از همه، مدیری قوی و برخوردار از پیشینه روابط حسنه با بخش خصوصی را در راس سازمان صنعت، معدن و تجارت به کار گیرد*، اما ظاهراً مشکلات احاطه شده بر گِرد و پیرامون دولت و بازی برخی وزرای آن با برخی نمایندگان موسوم به: *" به فلانی منصب بده تا امضایم را پس بگیرم "* و... دولت روحانی را بی تدبیرتر و ناامید کننده تر از هر زمان دیگر تبدیل کرده است. به حکم حساسیتهای فراوان نهفته در دل این پُست و جایگاه، دولت نباید شخصی نامعتقد به سیاستهای کلی خود را جهت هدایت سازمان تاثیرگذار مذکور یعنی صنعت، معدن و تجارت، به کار بگیرد زیرا تجارب انتصابات مبتنی بر لابی و سهمیه ای و ناهمخوان با سیاستهای دولت منجر به حاکمیت تناقض های مختلف و بی نظم ترین حالات مدیریت در برخی حوزه ها در طول چند دهه اخیر در استان خوزستان شده است.
واقعیت امر آن است، یکی از خطرناکترین جلوه های مربوط به تعاملات مذموم وزراء - نمایندگان در زمینه تحمیل مدیران فله ای، شامل خوزستان بوده است. در همین راستا باید از استاندار خوزستان بعنوان نماینده ی ارشد دولت پرسید که شأن، منزلت و جایگاه تدبیری و امیدی شما در چه جایی قرار است نمود پیدا کند؟ نکند استاندار ما در میانه ی تعاملات نمایندگان و وزراء مانده است و بدون لحاظ انتسابات جبهه ای و جریانی خود، رمز بقای خویش را در تمکین در برابر این قبیل تعاملات مضر به حال استان تلقی کرده و بنام دولت، بیشترین ضربات را بر پیکره این قوه ی اجرایی وارد می سازد. خلاصه کلام اینکه انتصاب احتمالی امیر حسین نظری نه تنها در راستای تقویت تعامل فی مابین دولت و بخش خصوصی نیست بلکه موجبات زوال و از دست رفتن حداقل دست آوردهای بدست آمده نیز می شود. این یاداشت را به امید وجود گوشهای شنوا به پایان می بریم.
نام:
ایمیل:
* نظر: