از ممنوعیت کشت تابستانه تا سیل های ناگهانی زمستانه
با توجه به پدیده ها و معضلات فراگیری که هر سال و ماه مردم استان را درگیر خود کرده، اگر بگوئیم خوزستان به کلکسیون چالش های گوناگون کشور اعم از طبیعی و غیرطبیعی تبدیل شده ، سخن به گزاف نگفته و راه به ناصواب نرفته ایم.

طی ۱۳ سال اخیر در بهار و تابستان به حجت کم آبی و کاهش آورده رودخانه ها در سایه اجرای طرح های انتقال آب بین حوضه ای و تداوم سیاست سدسازی شاهد اعلام و اعمال ممنوعیت کشت و ایجاد محدودیت های فراوان برای کشاورزان پایین دست کارون ، کرخه و مارون هستیم که در نتیجه سیاست های سازمان آب و برق و مدیریت منابع آبی خوزستان ، هم بخش کشاورزی و هم محیط زیست استان بویژه در مناطق پایین دست کارون و کرخه دچار آسیب های جدی و مزمن شده اند که نتایج آن در افزایش میزان مهاجرت های برون استانی ، سیر تصاعدی نرخ بیماری های تنفسی و سرطانی ، نابودی اقتصاد کشاورزی ، مرگ نخیلات ، اتلاف آبزیان و خالی شدن روستاها از سکنه جلوه و نمود پیدا کرده است

در نقطه مقابل و علیرغم اعلام خشکسالی های متوالی و پیوسته و اجرای سیاست های سخت گیرانه در حق کشاورزان و منع آنان از انجام کشت های بهاره و تابستانه ، شاهد بروز سیلاب های دستوری در قالب تخلیه و تنظیم سدها همچون سیل بهار ۹۵ و بهمن سال جاری در مناطق گسترده ای از پایین دست کرخه و کارون ، از دزفول تا شعیبیه ، شوش ، اهواز و رفیع هستیم بطوریکه کشت زمستانه و حاصل دسترنج کشاورزان پایین دست نابود و مردم را متحمل خسارت های مضاعف آنهم بدون معوض می کند

حوزه کشاورزی خوزستان در تابستان امسال بدلیل ممنوعیت کشت ، عدم تامین حقابه تحت عنوان خشکسالی حدود یک میلیارد و 776 میلیون تومان خسارت دید. متاسفانه این همه آسیب و زیان متوجه کشاورزان پایین دست کارون و کرخه از شعیبیه تا اهواز و دشت آزادگان و حویزه تا آبادان، شادگان و خرمشهر شده است

بطور نمونه منع کشاورزان از کشت برنج علیرغم امکان گشایش دریچه سدهای دز و کرخه تا یک میلیون متر بر ثانیه ، طی سه سال اخیر انهم با مصوبه استانداری و ستاد بحران به بهانه مقابله با خشک سالی باعث تحمیل خسارت های اقتصادی فراوانی بر روستاها ، کشاورزان و دامداران شده است . کشت برنج از مختصات جلگه خوزستان است . سابقه کشت برنج در دشت آزادگان و حویزه به 100 سال گذشته بر می‌گردد. کشاورزان این منطقه با مهاجرت به مناطق مختلف استان کشت این محصول را به جاهای دیگر منتقل کردند . براساس داده های وزارت جهاد کشاورزی، خوزستان با کشت سالانه 120 هزار هکتار برنج مقام دوم تولید این محصول را دارد. این آمار نشان می‌دهد که کشاورزان ما از این کشت امرار معاش می‌کنند. اما وقتی با ممنوعیت کشت مواجه می‌شوند،

طبق پژوهش های میدانی صورت عدم کشت تابستانه در سال آینده 2 میلیون و 100 هزار تن کاهش تولید محصولات کشاورزی خواهیم داشت و از لحاظ ریالی بالای 3 هزار میلیارد تومان به کشاورزان خسارت وارد خواهد شد


همچنین سازمان آب و برق خوزستان تنها مجوز 20 هزار هکتار کشت تابستانه را برای برخی محصولات مثل ماش و لوبیا، تنها در حوضه آبی کرخه صادر کرده و در بقیه حوضه ها کشت تابستانه همچون بامیه ملاثانی و .. را ممنوع اعلام کرده بود

از سوی دیگر وقوع سیلاب های دستوری علیرغم وجود سدهای مخزنی بزرگ و با قابلیت ذخیره فراوان آنهم با هدف کنترل سیلاب ها، هر ساله سیل بیشترین زیانها و خسارات را به زیر بنای استان خوزستان وارد می کند و تنها در 14 سال گذشته بیش از 570 میلیارد تومان به استان خوزستان خسارت وارد شده است

همه به یاد داریم بارش های شدید و بی سابقه در مناطق غربی و جنوب غربی کشور منجر به وقوع سیل و نیز سرریز شدن سدهای کرخه و دز در استان خوزستان در روزهای 26 و 27 فروردین ماه 1395 و زیر آب رفتن مناطق شعیبیه شوشتر و آهودشت شوش و روستاهای بخش مرکزی اهواز گردید.

این روزها خاطره سیل خانمان برانداز شعیبیه بار دیگر در ذهن و مقابل چشمان مردم این مناطق در حال تکرار است و اندک اندک کشتزارهای سرسبز و پر محصول کشاورزان روستاهای یذاب ، بنه حاجات ، بیت حسین الفریح ، بیت عاطی ، بامدز ، الحایی، آلبوعفری شمالی، رفیع و مچریه و ..... زیر آب می رود یا دایره محاصره آنها از توسط سیلاب تنگ تر می شود
با وجود بسیج عمومی و تشکیل دیواره انسانی و تلاش شبانه روزی مردم رفیع زیر آب رفت و منطقه بحران زده اعلام شد بخش های وسیعی از شعیبیه زیر آب رفت.
چه کسی پاسخگوی مردم خواهد بود. چرا باید زندگی و اقتصاد کشاورزی مردم پایین دست کارون و کرخه در نتیجه بی برنامگی و بی تدبیری متولیان منابع آبی اینگونه نابود یا دچار خسارات سنگین شوند آیا می شود نقشی برای مافیای آب در شکل گیری این سیلاب های نگاهی در پستوهای وزارت نیرو جستجو و تعریف کرد؟

در اینجا چند پرسش در بخش پسا سیلاب وجود دارد که امید می رود ، روزی روزگاری مدیران و نمایندگان استان پاسخگوی آنها باشند :

چرا شرکت های نفتی مستقر در دشت آزادگان، حاضر به گشودن دایک ها جهت ورود آب کرخه ، نیسان و شط علی ، به بخش های خشکیده هور العظیم نمی باشند تا از حجم سیلاب و محنت های مردم کاسته شود؟

چرا شرکت نیشکر و صنایع جانبی تاکنون نتوانسته به هدایت آب ها مازاد کارون و کرخه از رهگدر زهکش ها به سمت هور العظیم و دورق کمک و ظرفیت های خود بسیج کند؟

چرا سازمان آب و برق خوزستان به جای صدور بیانیه و هشدار تاکنون در بخش مدیریت سدها و کانال ها خوب عمل نکرده و زمینه ساز سیلاب های دستوری شده است؟

دستگاه هایی نطیر ملی حفاری ، نفت ، اداره کل راه و شهرسازی و موسسه جهاد نصر با وجود هشدارهای هواشناسی و مدیریت بحران ، چرا ماشین آلات راهسازی خود را برای تقویت و پایش سیل بندها در روستاهای واقع در محاصره سیلاب مستقر نکرده اند؟

در هر صورت این سیلاب های ناگهانی نشان از بی برنامگی و بدون نقشه بودن مدیریت منابعی خوزستان و نقش موثری در افزایش آسیب های اجتماعی و خسارت های اقتصادی دارد