یادداشتی به قلم: فرشاد امینیخواه/فعال رسانه ای خوزستان یکی از پیچیدهترین عرصههای اداره عمومی در کشور است. تمرکز منابع راهبردی، تنوع اجتماعی، مطالبات تاریخی و حساسیتهای امنیتی، این استان را به نقطهای تبدیل کرده است که هر تصمیم اجرایی، فراتر از پیامدهای محلی، آثار ملی به همراه دارد. در چنین بستری، مدیریت استان نه یک […]
یادداشتی به قلم: فرشاد امینیخواه/فعال رسانه ای
خوزستان یکی از پیچیدهترین عرصههای اداره عمومی در کشور است. تمرکز منابع راهبردی، تنوع اجتماعی، مطالبات تاریخی و حساسیتهای امنیتی، این استان را به نقطهای تبدیل کرده است که هر تصمیم اجرایی، فراتر از پیامدهای محلی، آثار ملی به همراه دارد. در چنین بستری، مدیریت استان نه یک مأموریت اداری معمول، بلکه مسئولیتی چندلایه و تعیینکننده است.
همزمانی فشارهای اقتصادی، استمرار تحریمها و ناپایداری محیط منطقهای، دامنه تصمیمسازی دولت چهاردهم را بهشدت محدود کرده است. در این شرایط، استانهای راهبردی بیش از سایر مناطق کشور در معرض پیامدهای مستقیم این فشارها قرار دارند و نیازمند مدیریتی هستند که بر واقعگرایی، خویشتنداری و درک دقیق از جامعه محلی استوار باشد.
در این چارچوب، عملکرد استاندار خوزستان در ماههای اخیر از منظر ملی قابل ارزیابی است. دکتر محمدرضا موالیزاده، با بهرهگیری از تجربه سیاسی و اجرایی خود، تلاش کرده است منطق اداره استان را از مدیریت صرفاً اداری به سوی حکمرانی پاسخگو و ارتباطمحور سوق دهد؛ رویکردی که در استانی با سابقه طولانی نارضایتیهای اجتماعی، اهمیتی بنیادین دارد.
یکی از برجستهترین جلوههای این رویکرد، ابتکار راهاندازی تالار صدای مردم است. ایجاد بستری رسمی برای دریافت مستقیم مطالبات و انتقادات شهروندان، اقدامی کمسابقه در سطح مدیریت استانی محسوب میشود. این اقدام، علاوه بر کاهش فاصله دولت محلی با جامعه، بهدلیل نوآوری در شیوه تعامل با افکار عمومی، مورد تشویق و تحسین مدیران و مسئولان ارشد کشور قرار گرفت و بهعنوان تجربهای قابل تأمل در حکمرانی محلی شناخته شد.
در کنار این سازوکار ارتباطی، تأکید استاندار بر حضور میدانی در شهرستانها و مناطق مختلف استان، نشانهای از فاصلهگرفتن از الگوی مدیریت انتزاعی و گزارشمحور است. خوزستان، بهواسطه ناهمگونیهای جغرافیایی و اجتماعی، نیازمند تصمیمسازی مبتنی بر مشاهده مستقیم و گفتوگوی بیواسطه است؛ رویکردی که در شیوه اداره فعلی استان بهوضوح قابل مشاهده است.
از منظر نهادی نیز، ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، خدماتی و امنیتی، نقش مهمی در حفظ آرامش نسبی استان در دورهای پرچالش داشته است. کاهش اصطکاکهای مدیریتی و پیشگیری از بروز بحرانهای پرهزینه، از جمله نتایج این همافزایی نهادی است که در شرایط کنونی کشور، اهمیتی دوچندان دارد.
وجه قابل دفاع دیگر در کارنامه مدیریتی استاندار خوزستان، پرهیز از وعدههای غیرواقعبینانه و شعارزدگی است. بیان صریح محدودیتها، تنظیم انتظارات عمومی بر مبنای ظرفیتهای واقعی و تقدم عمل بر تبلیغ، رویکردی است که میتواند به بازسازی تدریجی اعتماد عمومی در استان بینجامد.
بیتردید، ترمیم سرمایه اجتماعی در خوزستان فرآیندی کوتاهمدت نیست و نیازمند تداوم این رویکرد عقلانی خواهد بود. با این حال، شواهد موجود نشان میدهد که مسیر انتخابشده، مسیری سنجیده و قابل دفاع است؛ مسیری که بهجای انکار مسائل، بر پذیرش واقعیت و اصلاح سازوکارها استوار شده است.
در نهایت، اگر عملکرد مدیریت استان خوزستان با معیاری منصفانه و ملی سنجیده شود، باید اذعان کرد که دکتر محمدرضا موالیزاده در یکی از دشوارترین مقاطع اداره این استان، الگویی از مدیریت متین، شنوا و مسئولانه ارائه داده است. تداوم این مسیر میتواند به تثبیت ثبات اجتماعی و تقویت سرمایه اعتماد در یکی از راهبردیترین استانهای کشور منجر شود.


















Wednesday, 4 February , 2026